هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش... - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
کرده ام خاطر خود رابه نفس هانگاه هاو وجود توخوش...پسرم...زاد روزت مبارکارسلانیل پابرجای پدر...
تا صبح... - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
تا سحرشب های پیاپیراز و نیازبا معشوق...معشوقی که تازه شناختمش...... پ.ن: اگه اینقدی که عاشقانه استارت اپ میسازی،درس میخوندی، الان وارتون بودی!
باشگاه سحرخیزان - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
اوس کریمعشقمعمرمدوستم...عشقی...! پ.ن: و در آن عشق به اندازه دلهای سحرخیزان است...
چارشنبه سوزناک - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
و غمیکه مراافزودبر غمها...جای خالی تومادر... چه دیر شناختمت، چه دیر مادر شدی،چه دیر... پ.ن:بوسعت همه نبودنهایت که با توهم بودنها بسر شد...تنهایم...
آمد نوبهار... - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
طی شد هجر خویشدر سال سخت وباییطی شد هجر از خویش... پ.ن: امسال به وصال خود درا ... که غربتت سخت گذشته است ...
CAN...cer...? - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
نکنه دنیامنظومه ایستکه دور گرگ میچرخه!؟منظومه ای با این ضرباهنگ: هر که به گرگ نزدیکتر است زودتر مبتلا میشود... پ.ن: س.ه.ا
موزر - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
خرمن ملخ زده اتو کویر یخ زده اتهنوزجا برای کاشتن دارهخودتو نبازمادر... پ.ن: و رد پای روزگار بر موهای سپیدت...
سالیان - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
وقتش نشده به خودت بیای گرگ پیر؟ پ.ن: و بدون توجیه،بی شیطنت ذهن،آینه را دریاب...
هاتف صبح - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
چهار شب تا صبحنفس در نفسبا خلقبدون خستگیبدون ذره ای گلایه،شکوهچهار شبتا سحرنفس در نفس معشوقو عشقیکه تازه در شراب صافیپس از چله نشینی اربعینشناختمش... پ.ن:و کابوس 76،با گلستان 99 پاک شد...
The User fuckin interface - تاریخ: 1399/1/28 ساعت: 20:28
وقتی وسط مستی همحرفتظاهرهوای به حالتگرگ... پ.ن: و یادآوری خاطرات،به اندازه ساختنشون جرمه...
شهسوار - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
فرقی ندارهجهان پهلوان باشییا گرگبرای این جماعتتا وقتی سوارتنمحبوب و عزیزیو روزی کهانقدر ازت کشیدنکه نای کولی مفت دادن نداشتیتفت میکننرو زمین ...! پ.ن: انتخاب راه تختی سخته،انتخاب راه گرگ سخت تر...
وکیل مدافع شیطان - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
از لحظه ای که گرگخودش رو تو آینه نگاه کردو حلقه طلایی اش رو برداشتو "نه" گفتبه همه زرق و برق زندگی فیک پر نکبت شماتا امروزکهشیش تا سیزن پشت سر گذاشتهبعنوان بازیگر،کارگردان،نویسنده و سیاهی لشگردر ژان
شب رغبت ها - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
خداونداتو را قسم به این شب لیله الرغایبگرگ روبه تعادلبرسون... پ.ن: تسلیم
زخم،درد و اصالتی که دیگر برایم غریبه است... - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
میدونم که میخونیهنوزمثل همیشهحواست به گرگ هستحواست به گرگ هستحتیبعد از همه بدی هایی که به تو کرد-به خودش کرد-میدونم میخونی و ردپایی نمیذاری از خودتشاید این سردرگمیدرد زخم تاوان بر حق گرگ باشه... پ.ن: شبایی که گرگ از درد به خودش میپیچه، تو همیشه هستی...
این عادلانه نیست... - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
استاد ماست مالی گه کاری های بالادستچشمتو باز کنو به حیواناتی که میونشون زنده ای سلام کن...! پ.ن:عدالت یک توهمه. هرگز قرار نبود وجود داشته باشه، سخت نگیرپ.ن2:با سخت و آسون گرفتن گرگ،چیزی عوض نمیشه...
خیلی عمیق،خیلی خصوصی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
فقط یک سکانساز میون همه اون سریال هفت سیزنیفقط یک پلاتاز میون تمام اون سکانس های تاریخیفقط یک جملهاز میون اون مثنوی هفتاد من کاغذهنوووزهنوزززتمام فلسفه زندگی گرگ روبه چالش میکشه... پ.ن:میخوام لذت ببری...
سازد - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
بسازاوس کریمبساز ساز و کاروکه تو این یکیحداقلخالص باشم... پ.ن: از یه جا شروع کن گرگ...از همینجا...
موندن و سوختن و ساختن... - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
همه یادگار عشقه...!نه عشق لاتینه فقط عشق لاتیعشق به ساختن،خلق کردنهمه یادگار عشقهفقر و قناعت و شاهیپادشاهیعشق لاتینه فقطعشق لاتیلات بازارلات کف بازار...همه یادگار عشقهعشقعشقمانتخابراه درستThe right pathWithout exception We knew همه یادگار عشقهو این عشقما روتا ابدکارآفریننگه میداره... پ.ن: تا گرم آغو...
طنین ترانه های زیبای زندگی...ری را - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
شب میلاد بودن توشب معراج مناز خودی بیخودی...طلوع صبح بودن توری رادخترمآغاز نگاه منبه عمرزمانو زندگی... پ.ن:خوش آمدی دخترم که با آمدنت، فسخ عزیمت جاودانه پدر بودی...
امپایر استیت - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 11:44
مثل یه طاووس زیبابا شکوهبا وقارمثل یک رهبر،کارآفرین،CEO...مثل همه نقابهای ژذابی که رو صورتتهگرگبا تمام قواباقلمکلامهوشو خلاقیتت... و پاهاییزشتزمختمرددکه در لجنلجنکرم شکار میکنن... پ.ن: این راه پر از طلسمات عجایبه گرگ، قیمتتو انقد پایین نیار...