زمستان شکست و رفت... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
رفیق فرماندهاخویاستادبرادرخوب اومدی تا اینجامشتی بودیمرشدی کردیازینجا به بعدبذار یکم خودم باشم... پ.ن: شاید اسپورتیج 2019 اینجام ظهور کنه...
چت روم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
خوبه آدم پاک میکنهچت روماشووگرنهاز میزان حماقتی که داشتهروزیاز میزان حماقتی که تازه فکر میکرده نبوغهاستفراغش میگرفت...! پ.ن:فاز اندروفین؟ کیر تو ابزارای قدیمیت گرگ!!!
خانه ای روی آب - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
تو هم کم خایه مند نیستیبرارمولی...شوافکیف سیصد دلاریسرمایه گذاری با بدهیبه قیمت دربدریاگر عاقبت داشتگرگ تا الانامامش شده بود...
society5 - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
شکستن تابوتابوی پاکباز راستبازبا استقلال از توکه گرگو گرفتی به یه طرفتشروع شد... پ.ن: با تو گرگ نبودم، خودت خواستی...
وای بر ما - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
اگه با همه اینجوری هستیوای بر همهواگهبا گرگ اینجورییوای بر گرگ ... پ.ن: چرا؟ پ.ن: با تو گرگ نبودم، خودت خواستی...
جانی سینز - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
همونطور که امروزنمیتونم دیروز خودم رو درک کنمشایدفردا همبه همه اونچه امروزفکر میکنمدرستهبخندم... پ.ن: تا انتها ...
گالیله،شهردار افتخاری شهر "گا" - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
دیگه واقعا خسته استگرگ!دیگه واقعا خسته امازینکه همیشه زود رسیدمخسته ام ازگالیله بودن... پ.ن: اون وقتی که من کوچ میکردم شماها کجا بودین؟پ.ن2: کیو8؟پ.ن3:خروج از سایه سار سربه زیری
تيوری انتخاب - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
بعلهاقا گرگهگرگ بد گندهگرگ تنهای شبگرگینهبعله...توخودت انتخاب کردی... من انتخاب کردم عقاب پرورش بدم من انتخاب نکردم در جنگل اردکها به دنیا بیام... نه من میتونم چیزایی کهددر اوج آسمون دیدم نادیده بگیرمنه شماها سخت افزار پرواز عقابانه رو دارید... پ.ن: در غربت بی انتهای خود بسوز...
زمستان است.... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 12:44
خونی سرددر نبض گرگدر سحرگاه اولین روز سردنه...روزهای سرد گرگانگارمحدود به زمستون نیستزاده فصل سرماکه آخرینشراره های اجاق سر قلبش روخودش با دستای خودش خاموش کردهخفه کرده... پ.ن:در حسرت دیدار تو آواره ترینم،و سه ماه گریزم ازون شهر لعنتی، با اولین بازگشتم همه باطل شد...پ.ن2: وقتی از اربیتال بدهکاری گری...
سراویل - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
حتی رویاشخوابشتوهمشتک تکسلولای روحم رو منبعث میکنهتصویر نوشته پشت جلدتقدیم به توکه سرسلسله ایاستادی... پ.ن:تمومش کن گرگ، و بعدش با خیال راحت بسوز،خاکستر شو، نیست شو...
ای فلاطون خم نشین شراب - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
سر حکمت بمن باز بگو افلاطون و بوطیقای میدرجنون دائم مستیمی پرستیزیبایی پرستیخدا پرستی... پ.ن:کههنوز من نبودم...پ.ن2:هنوز هم نیستم...
سحر بخیر - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
خسته امازین کابوسکه بوی خون میده.. پ.ن: تمومش کن گرگ،قالشوبکن...!
رمضان98-تمام! - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
امسال هم گذشتسفره پر برکت میهمانی دوستدر کنار سفر سنگ نه بهتر از همیشهنه معنوی ترنه بهتراما...از سالهای اخیر بهترکوک تر...خدایا شکرت! پ.ن:روح سیاه من، خوشحالم از بازگشتت...پ.ن2:این بار دیگه تیک آف نکن تو توبه شکستن!
تو هیچوقت نرفتی لب جاده تا... - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
مستی حتی در یک روز بعد از رمضانمستیراستیو ترسترس از لب تیغ راه رفتنکه مبادابیفتیبازبا یه نگاهیه توک پا... پ.ن:روح بیمار،قلب بیمار،تن گرسنه...پ.ن2:میشه یه شیرو رام کرد و تو خونه نگه داشت، ولی به شرطی که اون شیره تعهد کنه وج بشه!
منو ببر یه جای امن... - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
آقابزرگگرگ!زن داریبچه داریگمشوبرویه جایامن...! پ.ن:و بلال چهار وپونصدی،
غم تنهایی اسیرت میکنه... - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
بعلهعموجانعمربه طرز بی شرمانه ایکوتاههو تک تکلحظه هایی که سوزوندیسوخته! پ.ن:بچه ها میرن،همشون.آخر تو میمونی و تنهایی هات...
Thats fuckin hard choice - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
فقط یه انتخابهبین ترس و هدفبین راه درست و غلطبین اونی که میدونی نباید باهاش کار کنیو اونی که... پ.ن:it was so damn hard!
آوار حجممعنا - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
نرسم به پوزیشن گنگخوابدیده صلوات...!ازین حجم آوار معنا...نرسم به سکوت صوفی صلواتبا این سرعت خوندنخوندن که نه، خوردن!خوردنم نه ، بلعیدن، هبوط ، نزول...دانلود...! نرسم به جنون ذولنون صلوات... پ.ن: فنری که یازده سال پیش اون شاهکارو منفجر شد، امسال قراره با همجوشی هسته ای چه کنه؟
قسم به گلیکول،قسم به اتیلن... - تاریخ: 1398/3/25 ساعت: 19:34
مستی همدرجات دارهوادی ،آسمون، سلوکمستی هم مثل همه چیزسلسله مراتب دارهخبر بد:وقتی یه مرحله رشد کنی، دیگه مرحله قبل برات جذابیت نداره! پ.ن:لب مرز وادی جدیدم، نه اونقدر واردش شدم که طعم مستی در سطح بالاتر رو درک کنم، نه اونقدر تو قبلی باقی موندم که حال اون بهم مزه بده....
CEO for ever - تاریخ: 1397/11/29 ساعت: 23:31
داداش بزرگم رفیقم عزیزم من با همه این طول و عرض کارآفرین شدم تا پول نگیرم از بزرگترم ... ... درک کن!